021-88540357 info@behsafamily.com

فانتزی های جنسی 2

فانتزی های جنسی 2

6-   خوش شانسی می تواند این باشد که همسر یا شریک جنسی، از فانتزی های شما استقبال و حتی بالاتر از آن، با شما همراهی کند. «پذیرش» یک عنصر اصلی در صمیمیت است. تبریک می گویم. شما و همسر یا پارتنر عزیزتان از سطح صمیمیت بالایی برخوردارید. اما این اصل را نباید فراموش کنید: هیچ کس حق ندارد کاری کند که به طرف مقابل، آسیبی برسد؛ چه جسمی، چه روانی. می شود فکر کرد سکس، یک جور «بازی» است، به شرطی که در این بازی هیچ سرشکستنکی باشد. 

در دهه 80 میلادی در دنیای غرب، BDSM رواج یافت (منظورم رفتارها یا بهتر است بگویم بازی های جنسی این چنینی است؛ وگرنه خود واژه BDSM برای اولین بار در 1991 استفاده شد) به این علت که آن سالها اوج شیوع ایدز در دنیای غرب بود و مردم برای پرهیز از intercourse که عامل اصلی انتقال ایدز بود، رو آوردند به outercourse که نوع بی خطرتری از سکس محسوب می شد. یعنی حتی بازی BDSM که ظاهرا بازی خطرناکی است، در راستای قاعده «لا ضرر و لا ضرار» شکل گرفت. و آیا متاسف نباید بود که خیلی از زوج های ما در همین سکس نرمال هم حواس شان نیست که همسرشان آسیب نبیند؟

7-   مطالعات می گوید شایع ترین فانتزی، هم در خانم ها و هم در آقایان، تصور داشتن یک سکس فوق العاده است، با همسر، یا گاهی با کسی دیگر. اورال سکس، سکس در یک محل رومانتیک، با قدرت جنسی یا مقاومت ناپذیری زیاد، و سکس با زور (تجاوز)، در رتبه های بعدی فانتزی های شایع اند. 

باز تاکید می کنم داشتن یک فانتزی در ذهن، لزوما به معنای عملی کردن آن نیست. اصلا ربطی ندارد. یک مطالعه در سال 2004 در آمریکا نشان داد 30 درصد زوجها فانتزی هایی درباره روابط فرازناشویی داشته اند اما فقط 16 درصد آنها آن را تجربه کرده بودند. در مورد threesome شیوع فانتزی 21 درصد بود و شیوع تجربه آن، 14 درصد. و در مورد فانتزی رابطه جنسی در محل کار، تنها 10 درصد افراد این فانتزی را داشتند اما 12 درصد تجربه اش کرده بودند! پس این سوال که مثلا چند درصد احتمال دارد یک فانتزی به اقدام و عمل برسد، اصلا سوال درستی است؟

8-  فانتزی های جنسی، تا اوایل قرن بیستم، یعنی زمانی که دانش مدرن سکسولوژی متولد شد، حتی در دنیای غرب، گناه و عملی ناشی از القائات شیطانی عنوان می شد. درست شبیه خودارضایی، از یک سو گویا گریزی از آن نبود؛ و از سوی دیگر، به عنوان عملی غیر اخلاقی (زنای ذهن!) باید با آن مقابله می شد. حتی فروید، در نظریه پردازی هایش، فانتزی های جنسی را یک پاتولوژی توصیف می کند و نسبتش می دهد به محرومیت ها و عقده های جنسی. اما نتیجه این «خود درگیری» با فانتزی های جنسی، جز افزایش اضطراب، کاهش کارکرد جنسی و پایدارتر شدن افکار منفی و شیوع افسردگی چیست؟

9-   اصل در مواجهه با رفتارهای ناهنجار کودکان (از جمله رفتارهای شبه جنسی) این است: برخورد عادی. هرچقدر سر کودکی که مدام دستش توی شلوارش است، داد بزنید، احتمالا بیشتر او را بیشتر عادت می دهید به این کار. راه درست این است: هر وقت دیدید این کار را می کند، خیلی عادی برخورد کنید (انگار نه انگار) و فقط حواس بچه را به چیز دیگری پرت کنید. این اصل، شاید در کنترل فانتزی های جنسی وسواس گونه هم به کار بیاید. 

وقتی یک تصویر جنسی ناخوشایند، ناخودآگاه به ذهن می آید، اصلا لازم نیست به خودتان لعنت بفرستید و انگشتتان را روی شعله آتش بگیرید. یادتان بیاید که افکار شما مخلوق شما هستند. نترسید. بنشینید و نگاهش کنید و ببنید که کی تصمیم می گیرد برود. اگر توانستید خیلی عادی سرتان را به چیز دیگری گرم کنید. نتوانستید هم هیچ اشکالی ندارد. مهمان را تحویل نگیرید، هرچقدر پررو، خودش بعد از مدتی دیگر به خانه تان نمی آید. البته اگر خیلی پررو بود، شاید لازم باشد از مشاور کمک بگیرید. 

10-  حسن ختام: نتیجه یک مطالعه در سال 2006 در آمریکا نشان داد احساس گناه بخاطر فانتزی های جنسی، در زنان، در زوجهای بین 21 تا 29 سال، در رابطه ها یا ازدواج های کوتاه، در جمهوری خواهان و در کاتولیک ها شایع تر است. و در مقابل، مردان، زوج های 41 تا 76 سال، افراد در رابطه های طولانی، دموکرات ها و  یهودیان، خیلی راحت تر با فانتزی هایشان کنار می آیند.